مرتضى مطهرى
32
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عبارت است از انسانهايى كه گوش دارند و كرند ، زبان دارند و گنگ و لالند ، قوهء عقل و تميز به آنها داده شده است ولى آن را به كار نمىاندازند و فكر نمىكنند . نظير اين آيه كه دعوت به تعقل شده است در قرآن زياد است . يك سلسله آيات داريم كه غيرمستقيم مردم را به تعقل دعوت كرده است . آنها هم چند دستهاند و نمىخواهيم همهء آنها را عرض كنيم ، چون از مطلبى كه در نظر گرفتهام دور مىمانيم . يك دسته از اين آيات آياتى است كه مطلبى را با شكل و صورتى طرح مىكند كه عقل را به تفكر كردن و تأمل كردن برمىانگيزد . اين خود يك روش خاصى است كه براى تحريك عقول به كار برده شده است . از جمله همين آيه است . در اين آيه كه در موضوع انسان است ، به شكلى مطلب بيان شده كه انسان وقتى اين آيه را تلاوت مىكند فوراً چند علامت سؤال در جلو خودش مىبيند . إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا . . ما امانت را بر آسمانها و زمين عرضه كرديم . اين امانت چيست ؟ كدام امانت است ؟ چگونه عرضه كرديم ؟ بر كى عرضه كرديم ؟ بر آسمانها و بر زمين و كوهها . چگونه امانتى را مىشود بر آسمان و زمين و كوه عرضه كرد ؟ امانت را ما عرضه داشتيم بر آسمانها ، بر زمين و بر كوهها اما آنها از اينكه اين امانت را بپذيرند امتناع كردند . كلمهء فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها آمده است ، يعنى امتناع كردند از اينكه اين امانت را به دوش بگيرند . معلوم مىشود نوع امانت نوعى است كه اين موجودات كه اين امانت بر آنها عرضه شده است بايد تحمل كنند ، به دوش بگيرند ، نه صرف اينكه بپذيرند . شما در امانتهاى معمول مىگوييد كه فلانى فلان امانت را پذيرفت ، نمىگوييد به دوش گرفت . اما اينجا قرآن كريم مىفرمايد اينها امتناع كردند از اينكه اين امانت را به دوش بگيرند . اين « امانت به دوش گرفتن » موضوعى در ادبيات عربى و فارسى شده است . حافظ مىگويد : وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ اما انسان اين امانت را به دوش گرفت . فوراً اين سؤال پيش